تبليغاتX
احادیث و داستانهای شگفت انگیز

احادیث و داستانهای شگفت انگیز

وقف آقام حجه بن الحسن

آسمان را بنگر اي ابراي پريشان سياه سكه اي است طلا،

عشق را ميبيني كه از آنجا به زمين مي تابد؟

 

از خرابي مي گذشتم منزلم آمد به ياد

                        دست و پا گم كرده ام ديدم دلم آمد به ياد

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/30ساعت 9:20  توسط محمود  | 

بعضي روزا فكر ميكنم بار گناهم
كاري كرده با من كه پيش تو رو سياهم

از خجالت بسته نگاهم

درونم مي سوزه از سوزش آهم

ياد گرفتاريم ميافتم

ياد اون لحظه اي كه مي برنم

به ياد غسل و كفنم

ياد فشار قبرم و فرياد زدنم

ياد عذاب و بدنم

ياد اون لحظه اي كه دوتا ملك سوال كنن

ياد ساكت شدنم

ياد اون شلاقايي كه ميزنن روي تنم

كه بگو خدات كيه؟

قبلت كجاست؟

چيه كتاب تو اسم پيمبرت و بگو؟

كمكم كن نمونه

جوابم توي گلو

تو سوال اولي بگم

علي

ديگه هر چي كه بگن بگم

حسين

من قبلتك؟

حسين

من دينك؟

حسين

من امامك؟

حسين

من كتابك؟

حسين

دينم حسين ،روحم حسين، خونم حسين، عشقم حسين، اول حسين، آخر حسين، قبله حسين ،مكه حسين، كعبه حسين، زمزم حسين، صفا حسين

 

دينم، دينم

زينب و حسينه

قبلم، قبلم

بين الحرمينه

سينه زن تو وقتي كه ميخواد بميره

دم آخر دم ميگيره

اگه بگن حالت چطوره؟

ميگه دلم چشم به راه مقدم حضرت اميره

آخه شنيدم موقع مردن

تو مياي پا مي ذاري  روي سرم

خودت نگفتي كه ميام با پدرم

همراه جد اطهرم

با حسنم برادرم

منتظرم باش كه ميام با مادرم

اگه اومدي بالا سرم

يه باربگو به مادرت

اين بيچاره نوكرته

بگو به بابات اين غلام قنبرته

بگو به امام مجتبي

اين ديوونه گريه كن مادرمه و مست تو و خواهرمه

به مادرت بگو كه اين بنده اگر ناسپاسه

ولي دلداده عطر گل ياسه

تو عاشقي هر چي مي دونه

معلم عشقش

عباسه عباسه عباسه

دينم، دينم ولاي

عباسه

قبلم قبلم

برگ گل ياسه

دينم ،دينم زينب و حسينه

قبلم، قبلم

بين الحرمينه

روي زمين يه شهر رويايي مي بينم

نگو دريايي ميبينم

چشام و مي بندم و توي دلم

يه كربلايي مي بينم

وقتي كه از دور مي رسي

دوتا نور تو آسمون

تلالوش تا كهكشون

ديگه از كعبه نپرس نام و نشون

اگه ديدي پاهات مي لرزه

تا حرم روي زمين

بدنت رو بكشون

دعا كن تا مي رسي به قادريه

بشيني رو پله هاي زينبيه

تو همون جا با لطف ارباب

نفس آخر بكشي

با اون نفس نعره حيدر بكشي

علي، علي، علي، علي

اره چشماش دلبريه،دلبريه،دلبريه

كارچشماش دلبريه،دلبريه،دلبريه

قد و بالاي قشنگش عجب محشريه

تيغ دودمش صفدريه

غضب نگاش حيدريه

سر زلفش دلفريبه، دلفريبه، دلفريبه

رگ پيشونيش نصرو من الله و فتح القريبه

قوت بازوي شه كرببلا

عباس علمدار حسين

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/30ساعت 9:15  توسط محمود  | 

 

 

فضايل و آثار صلوات

 

مهريه حوا

وقتي كه خداوند حوا را آفريد،حضرت آدم با مشاهده او احساس علاقه و محبت نمود و از او پرسيد:تو كيستي؟ در اين حال اثر حيا در چهره او ظاهر گرديد و سكوت اختيار نمود.همچنين جبرئيل نازل شد و به حضرت آدم گفت:اين زن حوا است و او را خداي باريتعالي براي تو آفريده است و همواره مونس و محرم و همدم تو خواهد بود. همين كه حضرت آدم اين سخن را شنيد و دانست اين نعمت خاص او آفريده شده قصد تصرف او را نمود جبرئيل گفت:اي آدم،اگر او را مي خواهي بايد كابين داده و به عقد خود در آوري. حضرت آدم پاسخ داد:كه تو مي داني من چيزي ندارم تا با آن بتوانم مهريه او را بپردازم و او را به عقد خود در آورم جبرئيل گفت پس هر شب بر حبيب خدا صلوات بفرست تا حوا بر تو حلال گردد.

وقتي كه حضرت آدم به طرف حوا آمدگفت: پروردگارا،حوا را به ازدواج من دربياور خداوند فرمود:مهر او را بپرداز تا او را براي تو تزويج نمايم.آدم عرض كرد:پروردگارا من چيزي ندارم. خداوند فرمود:ده بار بر محمد و آلش صلوات بفرست. سپس آدم ده بار صلوات فرستاد و خداوند حوا را به ازدواج او در آورد پس وقتي كه صلوات مهر حوا باشد چرا مهر حورالعين نشود؟

 

انگشتان شير ده

امام حسن عسگري فرمودند:زنان بني اسرائيل از ترس فرعونيان پس از به دنيا آمدن بچه ها آنها را در صخره ها و غارها گودالها پنهان مي كردند كه مبادا خطري در كمينشان باشد و براي اطمينان از حفظ آنها ده صلوات مي فرستادند. آن وقت خداي متعال ملكي را مامور تربيت و تغذيه آنها مي كرد و بچه ها از انگشتان آن ملك شير مي نوشيدند و بعد از خوردن شير از انگشتان ديگر ملك طعام مناسبي جريان پيدا مي كرد تا بچه ها از آن هم اسستفاده كنند. و از فرزندان اين زنها آنچه كه از بركت صلوات سالم مانده بودند بيشتر از بچه هايي بود كه كشته شدند.و از طرفي زنان و دختران را نيز به كنيزي مي بردند و اينان ناگزير براي شكايت خدمت حضرت موسي رفتند آن حضرت فرمودند شما بر محمد و آل محمد صلوات بفرستيد پس هنگامي كه آنها اقدام به فرستادن صلوات كردند هر ظالمي كه قصد تعرض به آنها را داشت به امر خداي توانا مبتلا به بيماري مي شد و هر زني كه بر محمد و آلش صلوات مي فرستاد غير ممكن بود كه رها نشود.

 

وسيله قرب به خدا

عامه گويند:خداوند به موسي وحي نمود:اي موسي آيا مي خواهي كه من از كلامت نسبت به تو و از نگاهت به چشم تو و از روحت به بدن تو و از انديشه ات ببه دل تو نزديكتر باشم؟حضرت موسي عرض كرد:آري،چنين قربي را مي خواهم.خطاب رسيد:اكنون كه جوياي اين سعادت هستي،بر حبيب من محمد مصطفي صلوات بفرست، زيرا كه صلوات بر او رحمت و نور است.

 

محبوبتر شدن موسي نزد خدا

خداوند متعال به حضرت موسي فرمود:يا موسي من در وقت سخن گفتن با تو ده هزار گوش به تو دادم تا توانسستي كلام مرا بشنوي و ده هزار زبان به تو ارزاني داشتم تا بتواني جواب مرا بدهي با اين همه عناياتي كه به تو كردم هر وقت كه بر حبيب من محمد صلوات بفرستي در نزد من محبوبتر مي شوي.

 

صلوات و شيريني عسل!

روزي رسول خدا در نخلستاني نشسته بودند و حضرت علي نيز در خدمت ايشان حضور داشتند.ناگاه زنبور عسلي نزد آن حضرت آمد و شروع به چرخش دور پيامبر اكرم نمود.

در اين حال حضرت رسول به مولاي متقيان فرمودند:يا علي،اين زنبور قصد دارد ما را ضيافت دهد،و مي گويد كه مقداري عسل در فلان محل قرار داده ام اميرالمومنين علي(ع)را بفرستيد  تا آن رابياورد لذا حضرت علي رفتند و آن عسل را يافته و در مجلس حاضر نمودند.

رسول خدا از زنبور پرسيدند:غذاي ششما كه شكوفه تلخ است به چه سبب آن شكوفه به عسل شيرين مبدل مي شود؟زنبور عرض كرد:يا رسول الله اين شيريني از بركت وجود شماست چون هر وقت كه مقداري شكوفه بر مي داريم بلافاصله الهام مي شود كه سسه نوبت بر شما صلوات بفرستيم و از بركت فرستادن صلوات شكوفه تلخ به عسل شيرين مبدل مي شود.

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/30ساعت 9:13  توسط محمود  | 

خواندن زيارت عاشورا

 

زيارتنامه هاي فراواني از سوي معصومين،عليهم السلام ، در كيفيت زيارت حضرت اباعبدلله الحسين عليه السلام انشا شده است كه ابن قولويه همه ي آن زيارات را از طرق مختلف فراهم آورده است.به گونه اي كه مي توان گفت شمار زيارتنامه هايي كه براي حضرت امام حسين وارد شده براي هيچ يك از معصومين نيامده است.

يكي از معروفترين آن ها زيارت عاشوراست كه از هيچ طريق روايي به ما رسيده است كه دو طريقش را ابن قولويه در كامل الزيارت آورده و سه طريق ديگراش را كه البته سند اول تنها در بيان ثواب زيارت حضرت امام حسين عليه السلام است شيخ طوسي در مصابح آورده است.

از همه ي اين اسناد علم يا اطمينان نزديك به علم به صدور روايت از معصوم عليه السلام به دست مي آيد.اگر چه اتفاق اماميه و مواظبت ايشان بر خواندن زيارت عاشورا در گذشت ساليان دور و نيز دقت در عبارت هاي زيارت و مضامين عالي آن انسان را وادار مي كند تا هيچ شكي در راستي و درستي زيارت عاشورا به خود راه ندهد.

حاج شيخ عباس قمي عليه الرحمة فرموده:اما زيارت عاشورا،پس در فضل و مقام آن بس كه از سنخ ساير زيارات نيست كه به ظاهر از انشاء و املاي معصومي باشد هر چند كه قلوب مطهره ي ايشان چيزي جز آن چه از عالم بالا به آن جا برسد،بيرون نياد بلكه از سنخ احاديث قدسيه است كه به همين ترتيب از زيارات و لعن و سلام و دعا از حضرت احديت جلت عظيمته به جبرئيل امين و از او به خاتم النبين صلي عليه و آله رسيده و به حسب تجربه مداومت به آن در چهل روز يا كمتر در قضاي حاجات و نيل مقاصد و دفع اعداي بي نظير مي باشد.

 

 

در اين جا ببه چند نمونه كه در صحت سند آن ها شكي نيست و نشان از فايده بسيار خواندن اين زيارت(زيارت عاشوا) دارد، بسنده مي كنيم:

 

السلام عليك يا ابا عبدالله

 

از حضرت آيت الله بهاء الدينب،قدس سره،چنين آورده اند:من به زيارت عاشورا مداومت داشتم وهنگام خروج از  منزل  تلاوت  آن  را  آغاز  مي كردم  و به  سوي  حرم مطهر (حضرت  معصومه  سلام الله عليها) روانه

مي شدم. روزي  در  نزديكي  هاي  حرم، حالت  مكاشفه  به من دست داد و  صداي  در و  ديوار را  شنيدم كه

هماهنگ با من مي گفقتند:السلام عليك يا اباعبدلله

 

در تبريزيا كربلا!

 

از علامه طباطبايي،رحمة الله عليه آورده اند كه فرمود:عيال ما كه زن بسيار مومن و بزرگواري بود و به همراه ايشان براي تحصيل به نجف اشرف مشرف شديم،هر سال در روز عاشورا براي زيارت به كربلا مي آمديم، ولي پس از آن كه از نجف اشرف به تبريز بازگشتيم در روز عاشورايي كه ايشان در منزل نشسته و مشغول خواندن زيارت عاشورا بودند،مي گويند:ناگهان دلم شكست و با خود نجوا كردم كه ده سال در روز عاشورا كنار مرقد مطهر امام حسين عليه السلام بوديم و امروز از چنين فيضي محروميم.يك مرتبه ديدم در حرم مطهر حضرت سيد الشهداء عليه السلام در زاويه ي حرم بين بالاسر و روبرو ايستاده ام و رو به مرقد مطهر مشغول خواندن زيارت هستم و مشخصات بارگاه سالار شهيدان هم چون گذشته بود.و از آن جايي كه روزعاشورا بود و مردم غالبا براي تماشاي دسته هاي عزادار و سينه زن مي رفتند تعداد زايرين كم بود و تنها در پايين پاي مبارك چند نفري مقابل قبر ساير شهدا ايستاده بودند و برخي از خدام براي آن ها زيارت مي خواندند چون به خود آمدم ديدم در خانه(تبريز)نشسته ام و مشغول خواندن ادامه ي زيارت عاشورا هستم.

 

طرز خواندن زيارت عاشورا

 

صد نفرين و صد سلام

 

در دو بخش لعن و سلام زيارت عاشورا شماري از دانشمندان گذشته و حال چون شهيد اول و سيد بن طاووس و محدث قمي صد مرتبه تكرار را درباره ي همه ي اين دو فقره دانسته اند،و در روايت ابن قولويه اين تكرار به روشني بيان شده است ولي علامه اميني رضوان الله عليه در كتاب ادب الزائر(ص125)فرموده است كه علامه مولي شريف شيرواني در كتاب الصدف المشحون،از اساتيد بزرگوارش روايتي را از امام جواد از پدرانش،عليهم السلام آورده اند كه ايشان فرمودند:

 

كسي كه بخش نفرين زيارت عاشوراي مشهور را يك بار بخواند و پس از آن بگويد:(اللهم العَنهٌم جَميعاً تِسعاً وتِسعين مرٌة ) و بخش سلام را نيز يك بار بخواند و گويد( السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين تِسعاً وتِسعين مرٌة) مانند كسي است كه اين دو بخش را صد بار آغاز تا انجام به انجام رسانيده است.

 

از عارفي آورده اند كه گفت:متن زيارت عاشورا الهام خدايي است كه به قلب ائمه عليه السلام الهام شده

 

است و چيزي شبيه قرآن است.اگر يك ماه محرم هر روز در خانه ات زيارت عاشورا را با صد لعن و صد

 

سلامش بخواني،خدا را مي بيني.

 

                           من ارچه هيچ نيم هر چه هستم آن توام

                                    

                                                مرا مران كه سگي سر بر آستان توام

 

ولسلام

بچه ها نظر يادتون نره!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/30ساعت 9:12  توسط محمود  | 

 

  دوستان هر کس با تبادل لینک موافقه آدرس لینکشو تو قسمت نظرات بزاره

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/10/21ساعت 11:54  توسط محمود  | 

 

                       به نام خداوندي كه جميل است و دوستدار جمال

سلام دوستان عزيز .من هدفم از ساختن همچين وبلاگي و همچين موضوعي اين بود كه اين وبلاگ و

تقديمش كنم به آقا حجت بن الحسن و اينكه بگم خيلي مخلصشم.شايد بتونم با این کارم حلقه

نوكريمو محكم تر كنم .در اين راه هم به كمك شما احتياج دارم تا منو همراهي كنيد . من مطالبم اكثرا

از مطالعاتم هست شايد كسي باشه كه داستان ها و احاديث كه من بيان ميكنم رو نشنيده باشه و

براش جالب باشه من تو كتابهايي كه خوندم همش سعي كردم اون مطالب جذاب و به درد بخور رو تو

حافظم نگه دارم و الانم هدفم اينه كه تموم اونا رو براي شما بازگو كنم. دوستان يه خواهشي ازتون

دارم اونم اينه كه منو تنها نزارين و با نظرات خودتون بهم انرژي بدين تا مطالبمو بيشتر كنم اينطور نباشه

كه نيومده وبلاگو تعطيل كنم بباور كنيد يه مطالبي براتون ميزارم كه حابا خوندنش حال كنيد ميگين نه

پس امتحان كنيد .دوستان از همين لحظه استارت وبلاگم زده شد.ياااااااااااااااامهديييييييييييي

 

 

                                                                                                         

      

نجوا با حضرت ولي عصر

 

اي امام منتظر و اي يوسف غايب از نظر:تو را به عزيزان سر بريده ات سوگند مي دهيم كه خود براي

 ظهور خويش دعا كن.

براي ما نه،به خاطر اجداد طاهرين ات،دستان مباركت را براي دعا بهر ظهور به سوي آسمان بلند فرما.

اي صاحب ذوالفقار و اي حجت كردگار.

يقين كه پس از ظهور نيز داغ كربلا التيام نخواهد يافت.مي دانيم اين زخم كاري،تا قيامت تازه است:اما بيا و بر اين داغ ديرين،مرهمي بگذار.چشم انتظاري تا به كي؟

مگذار بيش از اين،خون  علي اصغر بي انتقام بماند.

حقيقت آن است كه ما را غفلتي سخت فرا گرفته است:اگر نگوييم سرطان غفلت هم چون درد بي درمان بر جانمان افتاده است.ديگر به ما اميدي نيست!اگر ما بيدار شده بوديم ،هم اينك در محضر شما به سر مي برديم.اگر بنا بود ما بيدار شويم،تا حال فرج صورت گرفته بود.مگر بارها و بارها در طول اين دوازده قرن كه از شروع غيبت مي گذرد به شيعيان شيغام ندادي و آن ها را به وفاي به عهد و دعا براي ظهور فرا نخواندي؟مگر به دومين سفير خويش در غيبت صغري پيغام ندادي كه به شيعيانم بگو:

«براي فرج من بسيار دعا كنيد كه فرج شما نيز در آن است.»؟

مگر در توقيع شريف به شيخ مفيد تاكيد نفرمودي كه اگر شيعيان براي وفا به عهد خويش و اطاعت از ماهم دل و يك پارچه مي شدند،سعادت حضور در محضر ما را پيدا مي كردند؟صدها سال مي گذرد از آن وقتي كه در قنوت خويش به خداوند عزوجل عرضه داشتي:«خدايا!از نظر ما امر به انتهاي خود رسيده است و ما به خاطر غضب تو غضب ناكيم و براي نصرت حق يك پارچه و هم دليم...»

سيد بن طاووس مردم را شماتت  مي كرد كه آيا آن قدر كه به دنبال درهم و دينار  گمشده ي خويش مي گرديد،امام زمانتان را هم جست و جو مي كنيد؟مگر همين اواخر به مرحوم  فشندي نفرمودي:«شيعيان ما به اندازه ي آب خوردني ما را نمي خواهند.اگر بخواهند دعا مي كنند و فرج ما فرا مي رسد.»

 

اي مظلوم ترين اهل عالم!

شنيده ايم كه براي ما پيام داده اي خدا را به آبروي عمه ي مظلومه ات حضرت زينب سوگند دهيم و براي ظهورت دعا كنيم.اين بار ما ملتمسانه تو را به اشك هاي غريبانه ي حضرت زينب(ع)در سفر اسارت،به مظلوميت امير مومنان(ع)آن گاه كه او را دست بسته براي اخذ بيعت ببه مسجد مي بردند،به استغاثه ي مادر پهلو شكسته ات كه در بين ديوار و در سيد الشهدا (ع)به چشم تيرخورده و دستان قلم شده ي حضرت عباس(ع)به قنداقه ي خون آلوده ي علي اصغر (ع) به فرق شكافته ي علي اكبر(ع) به جان دادن غزيبانه ي عمه ي سه ساله ات حضرت رقيه در خرابه ي شام و ببه گردن  و پاهاي مجروح امام زين العابدين (ع) سوگند مي دهيم كه به درگاه خداوند دست به دعا برداري و از آستان حضرت احديت ظهور خويش را طلب كني.

 

 

بيا و صداي «يا اهل العالم»خويش را در جهان طنين انداز فرما:

 

«الا  يا اهل العالم انا الامام القائئم»

«الا يا اهل العالم انا الصمصام المنتقم»

«الا يا اهل العالم ان جدي الحسين قلتوه عطشانا.»

«الا يا اهل العالم ان جدي الحسين طرحوه عريانا.»

«الا يا اهل العالم  ان جدي الحسين سحقوه عدوانا.»

 

«اي اهل عالم:آگاه باشيد كه من امام قيام كننده ام.»

«اي اهل عالم:آگاه باشيد كه من شمشير انتقام گيرنده ام.»

«اي اهل عالم:آگاه باشيد كه جدم حسين(ع)را تشنه شهيد كردند.»

«اي اهل عالم:آگاه باشيد كه جدم حسين (ع) را عريان رها كردند.»

«اي اهل عالم:آگاه باشيد كه بدن جدم حسين (ع)را از روي دشمني خرد كردند.»

 

 

 

مهدي ما (ع)در عصر خويش مظلوم است.تا مي توانيد درباره ي او سخن بگوييد و قلم فرسايي كنيد...بيش از آن چه نوشته و گفته شده بايد درباره اش نوشت و گفت...»حضرت سيدالشهدا(ع)

                                                                                                       

 

چند حديث در باب عزاداري امام حسين (ع)

رسول اكرم(ص)فرموند:

فاطمه جان !روز قيامت هر چشمي گريان است مگر چشمي كه در مصيبت و عزاداري حسينم گريسته

باشد كه آن چشم در قيامت خنداد است و به نعمتهاي بهشتي مژده داده مي شود.

امام صادق(ع)فرموند:

امام زين العابدين (ع)بيست سال به ياد عاشورا گريست و هرگز طعامي پيش روي او نمي گذاشت

مگر اينكه گريه مي كرد.

 

امام حسين(ع)فرموند:

من كشته اشكم،هيچ مومني مرا ياد نمي كند مگر آنكه به خاطر مصيبتهايم گريه كنند.

امام رضا)ع(فرمودند:

هر كس كه عاشورا روز مصيبت و اندوه وگريه اش باشد خداوند روز قيامت را براي او روز شادي و سرور

قرار مي دهد.

امام رضا)ع)فرمودند:

گريه كنندگان بايد بر كسي همچون حسين عليه السلام گريه كنند چرا كه گريستن براي او گناهان را

بزرگ فرو مي ريزد.

                  

 چند داستان از کرامات امام حسین (ع)

 

آتش‌ گلستان شد

در هندوستان ياد و نام امام حسين (ع) منزلت ويژه‌اي دارد ،عده بسيار زيادي از بازرگانان و ثروتمندان

هند از مذاهب مختلف اعتقاد فوق‌العاده‌اي به حضرت سيدالشهدا دارند و براي برکت اموالشان همه ساله

مقداري از ثروت خود را نذر سوگواري آن حضرت مي‌کنند .                                      

يکي از آنان هر ساله همراه سينه‌زنان حرکت مي‌کرد و همراه با آنان بر سر و سينه مي‌زد، هنگاميکه آن

مرد بازرگان از دنيا رفت بنا به رسوم مذهبي خودشان بدن او را در آتش مي‌سوزانيدند تا خاکستر بدن را

دفن نمايند.اما با کمال تعجب و شگفتي ديدند آتش در دست راست و قسمتي از سينه‌اش ابداً اثري

نکرده است.پس بستگانش آن دو قطعه از بدن را به قبرستان شيعيان آوردند و گفتند:«اين دو عضو از آن

حسين شماست»...                                                               

منبع داستانهاي شگفت‌انگيز شهيد دستغيب

ساکت شدن درد چشم

من در بروجرد که بودم به درد چشم مبتلا شدم و هرچه معالجه کردم درد چشمم مرا رها نکرد تا آنجا که

پزشکان بروجرد مرا از بهبودي مأيوس کردند.                                                      

مدتها گذشت تا اينکه ماه محرم و روز عاشورا فرا رسيد و عزاي سالارشهيدان برپا شد و دسته‌جات

عزاداري به حرکت درآمد. يکبار يکي از دسته‌جات عزا از طرف منزل ما عبور مي‌کرد من در حاليکه به عبور

دسته چشم دوخته بودم مي‌گريستم احساس کردم بايد از آن گلهايي که عزاداران به سر خود مي‌مالند

بر چشم بگذارم آن ‌روز آرامش خاصي داشتم بعد از اين ماجرا ديگر هيچ گاه چشمم درد نکرد.

راوي آيت‌الله بروجردي                                                              

دکترهاي متخصص چشم تعجب مي‌کردند که ايشان در سن 90 سالگي با توجه به آن همه مطالعه ابداً

نيازي به عينک ندارد و اثري از ضعف چشم در ايشان ديده نمي‌شود.

منبع : کتاب کرامات و مقامات عرفاني امام حسين (ع)

حسين (ع) چاره بلا

مرحوم حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي (ره) فرمود :« زماني که در سامرا مشغول تحصيل علوم ديني

بودم اتفاقاً اهالي سامرا به بيماري وبا و طاعون مبتلا شده بودند و همه روزي عد‌ه‌اي مي‌مردند.

روزي جمعي از اهل علم در منزل استادم مرحوم سيد محمد فشارکي (ره) بودند، ناگاه مرحوم آقا ميرزا

محمد تقي شيرازي (ره) که در مقام علمي مانند مرحوم فشارکي بود، تشريف آوردند و صحبت از بيماري

وبا شد که همه در معرض خطر مرگند.                                                  

مرحوم ميرزا فرمود:«اگر من حکمي بکنم آيا لازم است انجام شود يا نه؟» همه اهل مجلس تصديق

نمودند سپس فرمود:«من حکم مي‌کنم که شيعيان ساکن سامرا از امروز تا ده روز مشغول خواندن زيارت

عاشورا شوند و ثواب آن را هديه به روح شريف نرجس خاتون والده محترم ماجده حجه‌بن‌الحسن (ع) کنند

تا اين بلا از آنان دور شود».                                              

اهل مجلس اين حکم را به تمام شيعيان ابلاغ نمودند و همگان مشغول خواندن زيارت عاشورا شدند. از

فرداي آن روز تلف شدن شيعيان موقوف شد با اينکه همه روزه عده‌اي از غير شيعه مي‌مردند به طوري که

بر همه آشکار گرديد که اين واقعه بي‌علت نيست.                                      

برخي از شيعه‌ها از آشنايان شيعه خود مي‌پرسيدند:«سبب اينکه ديگر از شما کسي تلف نمي‌شود

چيست؟» آنها در پاسخ مي‌گفتند:«زيارت عاشوراي امام حسين (ع) ما را نجات داد».

پس آنها هم متوسل به امام حسين (ع) شدند و همانند شيعيان مشغول خواندن زيارت عاشورا شدند.

پس از مدتي بلا از آنها نيز برطرف کند.

                        آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

                                          آیا بٌود که گوشه چشمی به ما کنند

دوستان امیدوارم از اولین پست وبلاگم استفاده کرده باشید.دوستان خوبم

نظر .یادتون نره

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/10/21ساعت 11:30  توسط محمود  |